تبليغاتX
وصایا و شکایای میر امینا
فبشر عباد الذين يستمعون القول فيتبعون احسنه ......... مژده ده بندگاني را كه به حرف گوش مي كنند و بعد هر چه را درست تر يافتند تاييد مي كنند و دنبالش را مي گيرند
اولئك الذين هديهم الله و اولئك هم اولوالالباب ...... اينهايند آدمهايي كه خدا به راهشان آورده و اينهايند كه شعور دارند
اي آيه هاي قران ره بري اي بيردم كه به مطلب امرو ربط دره

مرم سر اصل موضو
يع رو برفتم سر قبر جد يزرگوار تا يع فاتحه نثار او روح بزرگوار کنم
دست خور ه روي مزار گرامي جناب مير گذاشتم وشروع کردم با يع سنگ خط خطي کردن و فاتحه خوند در اي سرابين يع لحظه احساس کردم يعکه ه جلوي مو بستيده ...
سر خور بالا يردم و ديدوم يع شخص شخيصه با قدي رعنا و هيکلي پهلواني بايع پشت بازوهو که آرنولد هم چنو بازوهو ندرع و با يع محاسن جو گندمي قشنگه بو يع هاله ي نور هم ه دور کله اي بو که بعدا فهميدوم خورشيد بده که ه پشت سري بده ستيده و دره نوگوي مو موکونع يع لحظه جا خوردم و با ترس و لرز ارگوفتوم تو کني؟
ورگو حجي مير امينا نوم
چشون مو داش از کعسه ي کله ي مو مثل فشنگ بدر مزع ورگوفتوم راس ارمگي؟
ارگو ها بري چي دروغ ارگوم؟مگر تا حالا از پيشبري دروغ شنيدي؟
ورگوفتوم بذار دستتو ببوسم
ورگو نمعيع تو وبلاگ خور تعطيل کو مو پوي تور مبوسم
ورگوفتوم شما لطف دره ولي بري چي تعطيل کنم؟
ورگو آخه اي مردم ارزشير ندرع اينو کلا از اصل خو دور هوفتيدع
ارگوفتوم نفرماييد خيله هم اي مردم ارزشير درع خيله هم بيشتر
ورگو ار هم نه تو خو مردمه که خوبي هم رع نمعيع و پشت سر هم حرف مزنع و زيرآب برارون ديني و خوني خور مزنع و فقط هم و غمينو اي ه که چوکار کونع که به فلاني ضرر رسونع اصلا هم ارزشير ندارع و تو الکي وقت خور هدر نده و برو بچسب به زندگي خو تو ماموريت خور انجام ددي و بقيه کار رع بعيد ه خود مردم و وجدانينو و حس وطن دوستينو واگذار کني
مو خو خشک بمونده بدم چي ارگوم او اي چيزور از کجع مدونست
ادامه دا که دست مو خو از دنيا کوتاه ه و تو يع کار بري مو کو
ارگوفتوم شما جون بخواه جد بزرگ
ورگو چند تا نصيحت به مردم پيشبر درم برو اينور ه روي وبلاگ خو ورگو
 اول اي که ه پيشبريو ورگو که معکنع اي کارور!اقدر پشت سر هم حرف معزنه و زيرآب هم رع معزنع.آخه اگر يع پيشبري که به يع جوي رسع نه تنها بري خودي خوب ه بلکه بري ده هم خوب ه
دويوم اي که ورگو ده رع از دست غريبع هستونه که هر جا نوگاه موکوني و هر پست که هستع ه دست غريبع هستع و بري مسايل پيشبر خود شمايو تصميم گيره و گر نع سرنوشت شمايو مثل فلسطينيو خع شو.حالا بري فلسطينيو خو خوب ه که ايران کمکينو موکونع ولي شمايو دگع ايرانه نداره و مجبور اونور تحمل کنه مگر اي که از اوغونو کمک بگيره که اونو هم کلاسينو برفتع بالا و کمک شمايو نموکونع
سيوم اي که مراسمون سنتي پيشبر رع اقدر تحريف معکونه و اونور بدون تحريف به نسلون آينده منتقل کونه و در اي مراسمو به جوونو ميدو ده
چارم اي که حالا موخو توقع ندارم ولي اگر دشون شمايو ه و حوصله موکونه قبر مور يع کمه قشنگتر کونه نا سلامتي مو جد شمايو هستوم و اي ده رع بنا کردم
پنجم اي ره که ميرويد به ترکستان ه ...... ده رع نجات ده که درع از هم مپاشع ... مو فاشيست نستوم ولي اقدر به غريبع رو معده و پستو مسوليتو و تصميم گيريو ه مختي اونو مگزره که اونو اول منافع خور مسنجع بعد منافع قومون خو بعد منافع دوستون خو پس منافع ده چي شو؟؟؟؟(اي خو فكر كنوم با دويومي مثل هم هستع)
ششم که روابط فاميلي خور تقويت کنه و اوضاع روابط فاميلي  در پيشبر خراب ه.مو مسلمو نديدم که چني بع و سال به دوازده ماه هم رع نمينع و به بر هم نمشع
هفتم اي که يع نفره د پيشبر ه که نقشي که بري پيشبر دره مثل نقشي است چنگيزخان مغول بري ايران داشت (هموقدر كه چنگيز خان ايران ره ه عقب انداخت اي هم با پيشبر چني كه هني چند درجه بدتر) و بدبختانه د اکثر کارون و تصميم گيريون ده يع اثر از او هستع و دليل اي که اي کارو به نتيجع نمرسع و نصف کاره ويل مشو و بودجه کم ميره!!!وجود همو ه (البته چند نفر دگي هم با همي خاصيت جادويي شناسايي شده و در حال طي كردن مراحل آزمايشگاهي هستع و نياز به اسم بردع نه كاملا مشخص هستع!!!) و يع کاره که د پيشرفت ده جهش ايجاد موكونع اي ه که دست اي و نوچني ر از کارون ده کوتاه کنه ... (جناب مير اسمير خو ه مو ورگفتع ولي مو مستقيم خو اسم نمبرم هميقدر ورگوم که يع ماشين كتل هميشع ه جلوي خونه اي پارك ه البته هوي ور آسفالت ه طرف رود شويك.روي ماشي به طرف مزار ه) و همچنين ورگوفتع كه هوي و امثال او و نوچني ورگوم كه او دنيا هم ه ولي اونجع دگه شورا و نماينده و شكار و ... د كار نه و فقط خدا ه و اعمال تو گوشت شكار هم به درد نموخورع
البته جناب مير به چند نفر دگي هم اشاره كردع ولي ارگوفتع اونور نمعيع بنوسي مثل اي كه يواش يواش درع هدايت مشع و وجدانينو از كما بدر مده

به هر حال مو خو ده خوبه بري شمايو بنا کردم حالا کار ندارم که يع عده ه مين ده ري؟؟ ولي خوب  ده ره نجات ده ازي گند کاريو و کسونه که گند کاري موکونع! ه شمايو چيزون که بعيد ورموگوفتوم ورگوفتوم شمايو معيه پند گيره معيه ملار
جد بزرگ ه مو هم ورگوفتع که تو دگع بس ه  بري ده دل بسوزوندي اگر دوست دري بيا همي کنار مو اگر هم نه خو برو پي زندگي خو که ادامه دادن اي کار تو مثل اوي هوکوفتع در هاون ه
مو خو ارگوفتوم حالا اي که بيام کنار شما خو دست مو نه و دست خدا ه و هروقت بطلبي با کله ميم و نصيحت شمار گوش موکونوم ادامه نمدوم فقط اگر اجازه ده فقط همي شبيه امسال رع يع نقد کونوم بينوم بهتر شدع يا بد تر
ورگوفتع حالا اشکال ندرع اي شبيه رع اگر دوست دري نقد کو ولي بشتر از او نمعيع
مو هم ورگوفتوم اي صقده ي شما شوم که مور درک موکونه و کاش مردم هم يع پقج از شما ياد مگرفتم
بري همي خو مو تصميم گرفتوم که نصيحت جد بزرگ رع اويزه ي گوش خو کنم و تعطيل کنم
در اي لحظه که جد بزرگ آماده مشدع که عين ته فيلمو غيب شع صدوي خور وريردع که ه آخر مطلب خو بنوس که
پيشبر ما شبيه نمعيع!!!
واقعا دم او کسه گرم که اي مثل رع ورگوفتع معلوم بده که يع چيزه مدونستع و پيشبريور خوب مشنختع

ختم کلام:خيله حرفو و درد لدو در مورد خيله کسو و کارو بومون که مستوم ورگوم ولي مجال نيست فقط خوشحالوم که در اي مدت حالي آدمون بي دين و خرابکار و بدخواه پيشبر شو که مردم کارون شمايور مفهمع و حالي نو مشو فقط بموندم که بري چي چيزه ه شمايو ورنمگع شمايو کار اشتباه کرده و مردم خجالت مکشعه شمايو چيزه ورگع شايد مينع از شمايو اميده نه!!!و شمايو هم بجوي اي كه خجالت كشه سينه خوي سپر موكونه و يع لك نونه ه مشت خو مگيره و ه مين كوچع راه مري از مردم هني طلبكار هم خو هسته.
اي هم يع سخن از ائمه البته مفهوم سخنينو ه: هر کس که يع ضلم بينع و سکوت کنع و چيزه ورنگع مثل اي هستع که با او ضالم شريک بو
حالا شمايو که خور مسلمو دره چقدر به اي سخنون ائمه توجه کرده؟؟؟الله اعلم
البته او خارجي (فكر كنوم اروپايي بده ) توي قشنگ ورگفتع كه مو در ايران مسلمو ديدوم ولي اسلام نديدوم و ه خارج اسلام ديدوم و مسلمو نديدوم
فقط در آخر مع اير ورگوم که با گفتن اي حرف که ما با فرهنگ هستم با فرهنگ نمشم وفرهنگ به خوندن درس بيشتر نه فرهنگ در اي ه که او درسه که ورخونده رع در راه پيشرفت خو و زادگاه خو به کار بره و فقط حرفير نزنه

و توي قشنگ دکتر شريعتي ورگفتع که: امروز گرسنگي فکر از گرسنگي نان فاجعه انگيزتر است

به رسم ادب در پايان هم از کسونه که موجب رنجش و دلخورينو شدم عذر خواهم(ولي حق شمايو بده و تقصير از مو نبده!!!)

بدرود مدعيان فرهنگ!!!

+ نوشته شده در  سه شنبه 17 آذر1388ساعت   توسط وجدان میر امینا  | 

مو خو تا وقته ای ایمیل بری مو بیمع از جلسه ی تودیع و معارفه مسول جدید وقدیم بسیچ پیشبر خبر نداشتم یعنی اصلا نمدونستم که پیشبر بسیچ دره... مو خو ه مین گور خو هونشستم و از دنیا بی خبرم مگر شمایو مور با خبر کنه وجدان مو هم که آنفولانزا بوگورفتع و رو به قبله ه

مرم سر اصل مطلب ای مطلبه که جناب پور امینا ری کردع ره ه بین دو خط موگزارم و هیچ ربطه به مو ندرع فقط امیدوارم که به درد مسولو خورع که بهتر مدیریت کنع

در ای مطلب فقط چند جا دست کعری کردم ...

 


سلام به شما وبلاگ خونو و وبلاگ نویسو  و سلام به پیشبر ،پیشبریو و همه دوستداران پیشبر و پیشبری و ...

اِشنیدَم که هفته قبل ههَ مسجد پشبر مراسم دعا و ... با حضور جمعی از کلونو ،شیخو، پشبریو و چند تا از رئیس پلیسون سطح بخش به سرکردگی بسیج برگزار شده. در این مراسم که به بهونه هفته بسیج بده ، فرمونده قبلی بسیج (بیسچ) که جناب برادر میرغلومرضا بع، وردشته شِده و فرمونده جدید که جناب برادر میر مدکلوخ آقایی بع(که بع ید تذکر دم از اول قرن 21 بدلیل که از دنیا عقب نمونه اسم خوره به برادر میر عباس برای استعمال در پشبر و نزد همولایتو وبرادر عباس آقای آقایی بری هموطنون غیر پشبری تغییر دع ده )  ور جاه خورده و یا ور تخت نشونده شده

ما هم به جوی خو از زحمتون کشیده و نکشیده فرمونده  قبلی تشکر کرده و افسوس مخورم که پیرمرد چه بلندگوهو و ... که بخریده و اتوبوسو بری کربلا و مشد هع را اندخته ولی وقته که تعزه گرم شِده بِده اِیع پُست که بریشو از آب بینی بز هم بی ارزش تر بو ترک کِرده و ما ره در غم و اندوه فرو برده. امیدوارم  این مرد مخلص خدا که در مدت مسئولیت هیچ مزد و تعرُف حتی یع پتوی گلبافت یا کارتن قند و چوی هع نستونده ، زیرآب اَحَدِ ره بنَزدع و نون هِشکه ره بنبُریده وحتی بی دِریغونه در زمان که مسجد یا قبرستو خلوتتروک موبو یواشکی صدوی خو ره بلند مکرده و مفت و کللذی موخونده و ای اَخرو هم که یِرَی جوونو زَه عقد و صیغه مُکُنه و دیدن چهره نورانیشو ما رَه به یاد همت ،باکری و شعر ممد نبودی ... مِندزه ، در آینده نزدیک به کوری چشم مخالفو و بدخواهو  در یه پست مهم مملکتی با عث برکات و خدمات جدید بع و به جوی هفصد پشبری و ... هفتاد ملیون از وجود پر برکتشو استفاده کنه(درُسته کع مدرک ندعرع ولی همی پنجمیشو قلعبی نسته و به صد تا دکترای قلعبی میارزع ) البته دلیل واقعی ایع حرکت ره که هیچکه نمدونه ولی مطمئن هستوم اختلاس ، استعفا ،عزل ، ارتباط با بیگونه ، به مخاطره اندختن امنیت ملی پشبر ،توهین به مقدسات و نداشتن تعامل با دولت کریمه و یا مدرک جعلی ،دوستی با اسرائیل و... نبده (شک نکنه! مطمئن بع نبده! ) بالاخره هر چه بده در راستای اهداف نظام یده !

و اما خطاب به فرمونده جدید 

این پست جدید و نع رد به شما که مثل میر حسین سالها از سیاست دور بدع و پست و مقام قبول نمکردع و مدونوم با اصرار زیاد و خواهش مسئولین کشوری و لشکری ، رودروعسی گیر کرده و با شیرجه قبول کرده مبارک بوع 

به باطن کاره ندعروم ولی اگر معستبم به ظاهر قضاوت کنم والحق و الانصاف ای پست از اول هم حق شما بو، شما بر خلاف فرمونده قبلی که بشتر شبیه بسجیون بعد از جنگ مونه  شبیه بسجیون اول انقلاب هسته ولی نمشه با خوسوربره بگورو مخصوصا اگر یکدونه بو و طبق غریزه هم صبح زودتر از شما از خو ورمخعسته بو (بر اساس ضربالمثل قدیمی که هر که زودتر از خو ورخزه مولید از او هسته)نکته منفی شما هم ای بو که گرچه سابقه جبهه دعره ولی خوسوربره شما زرنگی کرده و زمانه که شما جبهه بده در پشبر سابقه پشت جبهه جمع مکرده و الان که جبهه نسته یه قدم از شما جلوتر هستع. البته با توجه به اینکه ای اخرو فعالیتون شما چند برابر شده بو و در خدمت به خلق خدا خور شل و شهید مکرده و به گفته دشمنو بری دولت پاچه خواری مکرده نه تنها کسع به قول جوونون امروزی (که نه ظاهراینو و نه باطن اینو هع بسیجی مونه) سورپرایز نشده بلکه همه منتظر یع پست جدیده بری شما بدع و به هر حال چند توصیه به شما دعروم

1)دستاوردوُن خوسوربَره به باد نده 2) سایر پُستُون خوسوربره ره صعحب نشهِ  گرچه با توجه به اینکه نه صدای دعرع نه گریه بلده نه آیه زوّجتُ ره بلده خیال ما رَحَتع 3)از چفیه(چپی) استفعده نکنه اصلا نه به قیافه شما میه نه به اخلاق و نه به شغل و گذشته شما 4)سیگار معکشه یا ترک کنع 5)اگر (خدا نعکرده بر خلاف میل شما )چیز میزِ هع شما دادع فرمونده قبلی فرَموش نکنع 6)امربه معروف رع از خو شروع کنه  7)از اول عمر کُلوی (کلاه)هر که ره وردَشته جبران کُنه 8) اخرَتع خو و دُنیوی خوو دورو وریو رع فِرعموش نکُنه 9)زیرآب کسعِ رَع بنَزَنع 10) بریع که نشو دع که بسیچی خعکی هستع به اسم قبلی خو ورگرده 11)اگر گند کعری کرده از میرعلی گدا بری خعک پوشی استفعده کنه او پیر مرد هم بی دریغونه و بسیجی وار کمک موکونع  12) این سخن علی(ع) به يع کارگزار خو که انگار شما یا از خاندان شما بدع رع آویزه گوش کنه((...پس آنگاه که فرصت خیانت یافتی شتابان حمله ور شدی،وبا تمام توان اموال یتیمان را که سهم بیوه زنان و یتیمان بود چونان گرگ گرسنه ای که گوسفند زخمی یا استخوان شکسته ای را می رباید به يغما بردی... بی آنکه در این کار احساس گناهی داشته باشی ... )) (پورامینا) لطفا سانسور نکنع البته تا بحال خوب پیش رفته و مصلحت اندیشی نکرده


چی ارگوم حرف دل مو و شمایور زدع بو ...!!!

برای سلامتی همه ی برادران بسیجی که مخلصانه به اسلام ومسلیمن کمک می کنند صلوااااااااااااااااااااااات

+ نوشته شده در  پنجشنبه 12 آذر1388ساعت   توسط وجدان میر امینا  | 


عليكم سلام
اهههههههههههم اههههههههههم
(با عرض پوزش به خاطر ايكه صدوي مو بوگورفتع آخه فكر كنم چون خدوي يعكه از مكه ايو روبوسي كردم از همو بوگورفتم شمايو هووي خور دشتع به و اگر حجي دره سعي كنه خدويي روبوسي نكنه كه مثل آنفولانزا مگيره)


خوب برم سر اصل مطلب
راستي نمدونم از چي و از كجع شروع كنم ولي به هر جال بعيد از يع جوي شروع كه
اول كه اي وبلاگ رع بزدم هدف مو اي بو كه پيشبر رع بهتر كنم و مردم رع با هم متحد كنم و پيشبر رع به او جايگاه كه حقي هستع برسونم و لازمه ي اي پيشرفت و ترقي دع نقد و بررسي مشكلات و اتفاقات د پيشبر بو كه مو هم مثل بقيه منتقدو مشكلات رع نقد مكردم و اسم افراد كه در اي اتفاقو (حالا چه خوب يا بد) ميردم كه پيشبريو معترض شده كه اسم مردم رع معيار كه به اونو توهين ه


حالا حرف مو اينع كه بري چي اسم نبرم؟
اگر كاره كه او شخص كرده خوب بو خوب مردم اسمير مدونع و قدر دون او مشع و ايطوري بقيع هم به كار خوب تشويق مشع و اگر كار او شخص خراب بو چه اشكال دره كه اسمير بيرم ايطوري هم او شخص مفهمع كه كاري خوب نبده و از كارون خراب بعدي او جلوگيري يا كم موكونع و هم باعث مشو بقيه مردم هم موقعه كه مع يا كار انجام ده بدونع كه يعكه هستع كه كارون اونور نقد موكونع اما مو چون هدف مو جلب رضايت مردم پيشبر ه و معيوم كه وبلاگ مو تاثير گذاري بيشتر دشتع بو به اي حرف بازديد كنندن خو احترام گذاشتم و تا جوي كه امكان داشت از يعردن اسم افراد خودداري كردم و به اي روال خو هم ادامه خوم دا.حالا اگر كسه ه مين نظرو اسم يع شخص خاصه رع بيردع بو اگر فاش و توهين بو كه تائيد نموكونم (كه ماشالله هزار ماشالله 95 درصد نظرون مو از اي جور نظرو هستع ... احتمالا غريبع چني نظرو مدع و معيع پيشبريور خراب كنع و گر نه پيشبريو خو فرهنگينو خيله بالاتر ه كه مستع بع چني حرفو زنع) و بعضه نظرو هم هستع كه نقد كردع و اسم هم بردع كه نمشو اسم رع حذف كه اگر حذف كني جمله بي معني مشو و ايهام به وجود ميعرع و حالا بعيد يعكه بيرم كه رفع ايهام كنع و چون بودجه ي مو نمرسع پس ترجيح مدم اسم رع حذف نكنم و...


حرف دگي مو در مورد اي هستع كه بعضيو ورمگع كه توهين موكونم!!!
آخه مو سقده ي شمايو شوم مو چطوي ورگوم اي چيزون كه مو ه مين وبلاگ منوسم بيشترينو حرفون خود مردم پيشبر ه كه ه مين پتوي يا پي مسجد يا هر جوي دگي ورمگع و مو همو حرفور منوسم البته با كلي ادب و احترام و گرنع اگر مستع بوم حرفون اونور بنوسم كه هم مو بعيد از اي كشور برم و هم او!!! در ضمن فقط حرفونه منوسم كه جنبه ي عمومي دشتع بو و نوشتن اي حرفو به اشخاصه كه درم نقد موكونم مفهمونع كه او طوره كه شمايو هم كه فكر موكونه نستع و مردم هم يع چيزونه مفهمع


حرف دگي در مورد مطلب حجي آقاي متشخص!!! بو كه چند تا نظر داشتم كه ورگفتع بدع كه اي مطلب توهين به شخص خاصه ه كه در رابطه با اي بعيد ورگوم كه مو چني فكر نموكونم و بايد به اي نكته توجه كه اي حجي آقا يع مسئله ي شخصيه رع با مسئله عمومي ده قعطي كردع چون ديدم عموم ده به اي مسئله واكنش نشو ندادع گور مو ه مو فشار ميعوو و بري همي لازم ديدم كه واكنش نشو دم تا بقيع فكر نكنع اي ده بي صحب ه ... به اي بحث دگع بيشتر ادامه نمدوم كه باز ورنگع توهين كردي


مطلب دگي مو درباره ادامه فعاليت وبلاگ ه...
اول كه وبلاگ رع بزدم قصد داشتم اسم خور بنوسم ولي ديدم اگر اسم بنوسم دست و بال مو بسته مشو (البته بال خو ندرم ولي بري قشنگي جمله بيردم)و نمتونم به خوبي مسائل پيشبر رع نقد كنم بري همي ترجيح دادم گمنام بمونم ايطوري اجر خو كه ندارم ولي گناه مو بيشتر مشو!!!
و مع ورگوم كه اگر واقعا مينه اي وبلاگ كمكه به پيشرفت پيشبر نموكونه تا مو اي وبلاگ رع تعطيل كنوم ايطوري بري خود مو هم بهتر ه هم اعصاب مو راحتتر ه و هم اعصاب شمايو ... حالا در مورد اي مطلب بعد شنيدن حرفون شمايو تصميم خوم گرو

حرف آخر:يع شخصه به نام پور امينا بري مو يع ايميل ري كردع در مورد جلسه توديع و معارفه مسول جديد و قديم بسيج پيشبر كه اينور نقد كردع و به رئيس جديد يع سري پيشنهادونه كردع و چون با بسيج نمشو شوخي كه مو اي مطلب را يع بار دگي ورخوم خو و يع كمه دست كاري خوم كه (البته با اجازي پور امينا ...توي اسم قشنگه دري از كجع بيردي) و ه مين وبلاگ بوخوم گذاشت ... اميدوارم كه مسول جديد و قديم به جنبن مثبتي نوگاه كنع و باز مثل بقيع ورنگع كه توهين كردي و دنبال شکایت بع...

باز هم ورمگوم اگر حجي دره روبوسي نكنه كه آنفولانزا مگيره و احتمال زياد بيعيه اينجع و جوي مور تنگ كنه

خواه پند گير خواه ملار!!!

 موفق و پيروز و سربلند باشيد !!!
 خدا نگهدارتون!!!

+ نوشته شده در  چهارشنبه 11 آذر1388ساعت   توسط وجدان میر امینا  | 


در مورد حموم خو بيد همير ورگوم كه مو خو حيرو بموندم كه اير بري چي بسختع.شايد بري جلوگيري از فرار مغزو بسختع تا هادي به پيشبر ورگردع!!!.اي حموم خو تنها كاره كه موكونع نور خورشيد رَ الكي جذب موكونع و مصرف انرژي پيشبر رَ بالا مبرع.آ ساختموني هم بري اغال و كاهدو جوي بده نه.
خوب چوكار مشو بودجه ي همور ه يه غسل خونه ي مكرده ؟
+ نوشته شده در  جمعه 6 آذر1388ساعت   توسط وجدان میر امینا  | 


در مورد نونوا بعيد ورگوم كه مو خو از اي نونوا سر بدر نيردم.يع بار كه به پشبر مدوم نونوني خوب بو دفه ي بعد خراب بو...معلوم نه بري چي چني هَ.بايد چندتا رياضي دان هونشينع و رابطه اي رَ بدس يعرع تا آدم بفهمه كي نونوني خوبع و كي خراب!!!
يع خوبيه دَرَ كه هَ مين نونون خو جوششيرين نموكونع . آ اي بري سلامتي خيله خوبع
يع قضيه هم در مورد آرد هَ كه ارمگع بري روحاني و بعضه خرجون دگي مثل جشنون 16 شعبان كه بري امام زمان خو مگيرع پول اضافي از مردم همستونع حالا مو خو در مورد اي قضيه چيزه نمدونم ولي اي تنها به نونوا مربوط نه بلكه دهياري و شورا هم مسول هستع حالا اگر شمايو چيز بيشتره مدونه ورگه
مرسي!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

+ نوشته شده در  دوشنبه 20 مهر1388ساعت   توسط وجدان میر امینا  | 



در مورد خونه ي خدا كه حرفه بري گوفتع نه
ولي در مورد خادم خونه ي خدا يع مطلب داشتم كه مع ورگوم البته خداي نكرده فكر نكنه ما از خادم ناراضي هستم ... نه ناشكري نموكونوم و قدر دون زحمتون خادم هستم . همي كه بدون مزد يا با مزد كم مسجد رع مگردونع و اذو مدعو شوي خوني موكونع و... جاي تشكر و قدرداني دره
ولي بري اعلامون كه ه مين بلندگو موكونع يع انتقاد داشتم كه بابا هيچ كس راضي نستع شما اقدر خور ه شلتع اندازه و كتابي صحبت كنه كه نه خود شما حالي شما شو چي ارگفته و نع مردم زنده و نه مردم مرده... راحت با لهجه ي قشنگ پيشبري اعلام كنه تا هم به حفظ فرهنگ و زبان پيشبر كمك كنه و هم مردم راحت حرفون شمار بفهمع و هم او حنجرهي قشنگ شما آسيب نبينع.
يع نكته ي دگي هم مستوم ورگوي اي كه موقعه كه اعلام موكونه مثلا بري نفت اعلام موكونه آخر حرف خو ورمعگه اجركم عندالله..... به زور مع ه مردم اجر ده!!!
يع خواهش داشتم اگر مشو اي متن ره هم بري مو اعلام كنه(الته رويايي بيش نيست!!!)...مرسي!
"به اطلاع كليه اهالي محترم ميرساند كه همگي دست در دست هم دهيم و پيشبري آباد.آزاد.سالم و پيشرفته با جوي دوستانه و صميمي با دور ريختن كدورت ها بسازيم"
اجركم عندالله

در پایان هم مع ورگوم مسجد نه مچد(امیدوارم متوجه شده به!!!)

+ نوشته شده در  یکشنبه 5 مهر1388ساعت   توسط وجدان میر امینا  | 

امرو يع خبر شنيدم كه مور واداشت تا واكنش نشو دوم(ديدوم از شمايو خو بوخار بلند نمشو)
اما خبر:
يع حجي آقاي به اصطلاح متشخص برفتع در خونه ي روحاني و كلي حرف دبار روحاني كرده كه بري چي شما به جوي شوي 15 شعبان شوي 16 شعبان جشن بگرفتي.اول خو فكر كردم از مريدون مو بده و بري كه مو به اي مسئله اعتراض داشتم او از طرف مو برفتع اي كاار ره كرده(واي اگر مو چني مريد دشته بوم يع بار خو بوموردم دوباره هم خور موكوشوم!!!)
اما دليل اي كه اي حجي آقاي متشخص چني كار نابخردانه كرده چي بده؟...مثل اي كه اي حجي آقاي متشخص شوي 16 شعبان يع جشن دشتع و كسه به جشن اي حجي آقاي متشخص نشدع و اي حجي آقاي متشخص فكر كرده!!!كه مردم به خاطر جشنه كه د پيشبر بده به جشن اونو نمدع و روحاني عمدي او شوي جشن بوگوروفتع!
حجي آقاي متشخص قشنگ!!! دليل اي كه مردم به جشن شما نمدع ر بايد د خو جستجو كنه نه اي كه د بار اي و او دشته به.
مردم پيشبر قشنگتر!!!بهترع بري از روحاني دلجويي كنه و بنگذاره كه از پيشبر برع كه اگر برع او حجي آقاي متشخص فردا شمايور هم از  پيشبر ه در خع كه و كار ه دست شمايو خع دا!!!
در حال حاضر شرايط ايجاب موكونع كه از ايشو حمايت شو تا اوشو خر خور دراز خو هبستع بده درازتر هنبنده.
روحاني هيچ كاره نكرده بو همي كه در مراسمون مذهبي پيشبر يع جوش و خروش ه بين جوونو ايجاد كرده و جوونور با هم يع كمه بسيچ كرده خيله هنر كرده چون ما پيشبريو تو كارون گروهي اوضاع معيو فرت!!!(فقط بلدم ورگم بچه ي كه چوكار كه و بچه ي كه چوكار كه)
همچنين اشنيدم كه چند نفر به خونه ي روحاني تليفون موكونع و كله حرف ه روحاني ورمگع كه مو هوي طرفه كه مزاحم مشو مع ورگوم مو قشنگ مردم خو مدونع كار تو هستع تو هم بهتر ه خور بيشتر خر نكوني و دست از اي كار خو ورداري وگرنع خودمو زنگ مزنم خونه ي تو ...
يع نصيحته به روحاني:نوگا مو يع كفنه از تو بيشتر بپوسوندم از مو مشنوي معرو اگر مع بري هم ...


مزد شمايو با خدا

+ نوشته شده در  سه شنبه 31 شهریور1388ساعت   توسط وجدان میر امینا  | 

 

امرو صبح وقته بري سحر ارخاستم و سحري بخردم و نماز خور ارخوندم سر خور ه روي بلشت كه گذاشتم و چشون مو گرم شو يهو ديدم بلشت مو د لرزه مع و بعد دلنگ دلنگ گوشي مو د هوا شو و مور كه چشون مو تعزه داشت گرم مشو خوي زد كه گوشير كه جواب دادم ديدم وجدان مو ه و ورمگع كه امينا ه كجني كه پيشبريو دوشنع غوغا كردع.... مو خو هاج و واج بمونده بدم كه اي چي ارمگع با تعجب سوال كردم كه مگر چوكار كرده بلكه بمب اتمي بساختع يا طياره ري كرده به فضا كه ارگو نع امينا بلكه خوي ميني ارگو دوشنع پيشبريو ه جام رمضان زهان با تيم پردو مسابقه دشتع و بين اي دو تيم دعوا شده و پيشبريو بزدع و پردونيور شل و پر كردع وپردونيو فرار كردع آ جالب اي كه شوي قبلي هم با افينيو دعوا كردع(توي جرات كرده) و خلاصع بري خو ه منطقع قلت شده ا بعد دعوا كه ورمگشتع به پيشبر پردونيو جلوي جدر دبستع و اونجع هم مثل ايكه دوباره دعوا شده ....آ چنو اينور با ذوق تعريف مكه  ... حالا نمدونم دليل دعوا چي بده ولي جديدا پيشبريو خيله برفتع تو خط دعوا و زد و خورد يع مدته قبل ه چل و هشتم و حالا ه اينجع و دفعه ي بعد رع خدا بخير كونع  ولي خوب اگر مو هم مبدوم مزدم چو زور مو ميع از دو پردوني تب بوخورم... حالا بري مسابقن بعد وجدان خور ري موكونم البته نه نفس مو قلت تر ه اور ري موكونم اگر كمك مستع به كمك شمايو كنه
از تلفات خبره ندارم اگر كسه مدونع ورگع
جام رمضون امسال عجب جام شو!!!

+ نوشته شده در  شنبه 21 شهریور1388ساعت   توسط وجدان میر امینا  | 

من ورزشكار نيستم ولي ...
امرو از پيشبر خبر رسيده كه امسال پيشبر علاوه بر جام رمضان زهان ه قاين هم تيم هدده
آ اي تيم كه ه قاين هدده تا حالا دو مسابقه دده كه هر دو تا مسابقه ر با اقتدار تمام باخت دده
بازيكونون تيم دلايل شكست خور
گرد نبودن توپ
توپ نبودن توپ
توپ بودن بازيكونو!!!
كج بودن زمين
نور خورشيد
ناداوري
خاكي نبودن زمين
...و
ورمگع


حالا وقته اسم بعزكونو فهميدم يه چند توي خو خوب بده ولي يع چند توي دگي خو وقته اسمينور شنيدم خو از خنده حل بور شدم مو چني شدم ووي به حال تماشاگرو.حيف كه دروزه هستم وگر نع ميمدوم شمايور كلك مكردم با اي بازيكنون شمايو.حتما بايد مثل علي دايي شمايور با لگد ه در كنه
بي خيال بيشتر گير نمدوم تا تضعيف روحيه نشه
از يع جهت خوبع و بري سالون دگي بايد بهتر شه
ولي چطوري بهتر شه
لازمه ي بهتر شده بايد بازيكونون خوب پيشبر ره ه دور هم جمع كنه(البته مدونم سخته ه ولي بايد اي كا ر بوكونه)نه اي كه بري يع بازيكونو بيره كه آدم ه مين زمي اونور با توپ اشتباه مگيره.
در كل اي كاره كه كرده خوبع ولي بايد اي تيمور با تيم فخروا و پردو مقايسه نكونم
به اميد خدا اگر سالون دگي قرار بو تيم هدم يع تيمه آدمونه ي هدم.

+ نوشته شده در  دوشنبه 9 شهریور1388ساعت   توسط وجدان میر امینا  | 

هوالشافي


سلام بر پيشبريون غيور
يع مدته قبل ه شمايو قول دادم كه عملكرد نهادون پيشبر ر بررسي خوم كه كه همي اول برفتم سراغ بهداشت يع چند جوي دگي هم شدم كه بعدان ورخوم گو:

در وصف اي بهداشت و مسولين وظيفه شناسي خو هر چي ارگوم كم ارگوفتم.مزد اينور خو مگر خدا هده دولت و معيو خو از زر بارينو بد نخمع!!!
ساعت كار بهداشت از 7/5 صبح تا 1/5 بعد ازظهر هستع حالا وقته مع بري كه مثلا يع سوزنه بزني خو ميني كه نستع.يك ساعت مستي بازم كسه نميع.2 ساعت مستي كسه نميع نگران مشي كه نكنه بري مسولين وظيفه شناسي اتفاق هوفتيده بو.مري ردينور مزني ميني ه خونه ي فلاني بساط دوا درمون سيار دَرَ (آ خير بينع با اي دلسوزي!!!)
وفته اي شرايط رَ ميني دل تو بري اونو مسوزه و بري اينكه دوباره مزاحم دوا درمون سيارينو نشي (چني عمل خطيره!!!)تصميم مگيري همو سوزه ره پر هوا كني و ور خو زني تا اونو راحت به انجام عمل خطير خو (دوا درمون) برسع.
خوش مو ميع كه هر دو تا هال عمل هستع و مثل بقيه فقط حرف نمزنع.
اللهم اشف كل مريض

+ نوشته شده در  یکشنبه 1 شهریور1388ساعت   توسط وجدان میر امینا  | 

یع نظره توسط "آهای میر امینا" بری مو ری شده که چون تعداد حروف زیاد بو اونجع ارسال نشو بری همی مو نظریر هنجع هدادم.بری ای پست نظر خواهی غیر فعال ه اگر حرفه داشته همونجوی که "آهای میرامینا" نظر دده حرفون خور ورگه:

"آهای میرامینا"جواب تور ه مین پرانتز ددم:

تا جای که مو اونجا بدم ومدونم:
اولا دلیل ای که قربانی ره مسته دعوت کنه ای بده که قول نورافکنون که بری مزار دده ره از او هستونه ولی خوب بنمه..(چه جالب بری هستوندن چند نور افکن چند برابر قیمتینو خرج پاچه خواری کنه... توی قشنگ)
دلیل جشن گرفتن در شب شنبه هم بخاطر ای بده که مسئولون که مسته از زیرکوه بیایا شوی قبل د خود زیرکوه دعوت بده وهر شیخ هم د روستای خو جشن داشته و اگه د اینجه هم جشن مگرفته فقط پیشبریو مبده و بس.....(پس قبول دری جشن بری امام زمان نبده بلکه بری مسولو بده)
دو ملیون هم خرج نشده بلکه زر یک ملیون بده که پولی ره از خود پشبریو جمع کرده....(با پول مردوم شکم مسولین ر پر کرده یعنی چنی مسولو گشنه شده ... بهتر نبو همو پول ر بری یع چیزه خرج مکرده که موندگار شو و هم خیر دنیار دشته بو و هم آخرته مثلا ساخت غسل خونه... سالون قبل که مردم ر یع شوکولاته مداده آبروی کسه برع؟؟؟)
غذا هم که کم مده از صدقه سری پشبریو بده که همه جا آبرو ره مبره.(پول خودینو بده دلینو مستع... آ مهمونون شمار خو دیدوم توی باکلاس بده)
او از جوونو که به جای کمک کرده هنشسته بده وفقط مخورده انگار نه انگار که بری امام زمان جشن هسته و باید غیر از کمک به آبروی پشبر یه ثواب هم بری خو ببره.(مشکل ای هستع که امام زمان شمایو با امام زمان بقیه فرق مکرده و گر ه مین شبه همه کسون که کمک موکونع جوونو هستع... تو نمعیع غصه ی ثواب جوونور بخوری گناهینو بری خودینو ثبت مشو نه بری تو)
 او هم از زنون پشبر که موقع غذا دادن 3 غذای اضافی هم بری خونواده خو که اونجا بده همستونده و د زیر چادر خو موبورده. مو خودمو چند تا زن ره دیدم که هم د عاشورا وهم د همه جا ای کارو ره موکونه....(تو هم حتما یع چیزونه مبوردی و گر نع حتما جلوی اونور موگوروفتی)
 غذا هم جور که ارموگوفته بری حدود 700 نفر درست کرده که حتی غذا ا سرای میرغلوم رضای احمدی که درست مکرده بمونده....(غذوی که ه خونه ی میر غلوم رضا بمونده چه ربطه به مزار دره... جشن خو ه مزار بده نه ه خونه ی میر غلوم رضا ... شاید اونجع هم جشن بده؟؟؟)
اینو چیزون بو که مو اشنیدم وچند تا ره هم با چش خو دیدم.(مو هم چزون که اشنیدم بنوشتم)
جنابعالی هم بجای بردن آبروی پشبر یه چیز بنوس که باعث حفظ آبرو شو.(بنوسم غذا زیاد مع خوبه؟؟؟یا مثلا بقیه ایران اشتباهی شوی 15 شعبان جشن بوگوروفتع بلکه جشن اصلی شوی 16 شعبان بده خوب شو)
 د کجی منطقه دیدی که چنی جشن بگیره.....(ای جشن خو تو تاریخ اسلام تک هستع شک دری برو از خسرو معتضذ سوال کو)
 از شما جوونو توقع بیشتر مره....(توقع بیجوی دری چون مو جوو نستوم)
حالا بینم ای نظر مور بخی گذاش یا نه..؟؟؟(ایر هم حتما بری ای بوگذشتی که مو مجبور شوم نظر تور تائید کنم ... واقعا توی نظر دندون شکن بو دهن مو سرویس شو.... تو هم بهتر هَ قبل ای که چیزه بنوسی یع کمه فکر کنی)


جواب نظر دوم تو

1- پاچه خواری نبده اگر اور دعوت نمکرده وفقط پیشبریو هم مبده ای خرج مشو مگر د جشنون دگی ایجوری نبده...؟(فکر نکونوم دو شوکولات و یع شیرینه 2میلیون خرج وردره مگر...)
2- هرساله یکه از روستان زیرکوه نوبتی یه جشن بری ولادتو مگیره که تموم مسئولو د او جشن مبه وامسال نوبت پشبر بو بری همو......(پس بری چی سالون قبل از ای خبرو نبو و هر روستوی بری خو جشن موگورو ... 2مسول بدرد بوخورم دعوت مکرده خوب بو)
3- یعنی هر جشن که یه مسئول میه پول مردم که جمع مشو بری شکم او هسته؟؟؟ پس تموم جشنو حتی اگر بخشدار هم بیه بری شکم او برگزار مشو حااااا؟ پس د هیچ جشن نباید د زیرکوه  مخصوصا پشبر یه مسئول شرکت کنه که مبادا پول مرد م بره تو شکم او؟؟؟(نه پس بری شکم مو هسته ... هدف از دعوت کردن مسول چیه ... ایکه پولور ه ته اشکمی رزه و او هم برع خونه ی خو یع دست به آب درست و حسابی بره و ه در یع و بری سال دگی شکم خور صابو زنع ... پول بری مسول خرج موکونه ازو کارم بکشه 2بودجه و کمک ازو هستونه تا مردن شمایو ه لب جو شسته نمشده بع... ادعای بافرهنگی هم دره)
4- کمک جوونور بری ای ورمگم که ادم د روستان دگی مینه تموم کارو دست جوونو هه ولی اینجه حاضر نمشه بری یه جشن وخزه وکمک کنه.(کارر جوونو مردم کونع و ترفیع و ترفیع ر جوونون مسولو هستونع... جوونون روستان دگی ایر نمدونع وگر نع به جشن هم نمرفتع)
5- IQ غذای که هه خونه میر غلوم رضا بمونده چون اونجه آشپزخونه بده وغذا ره اونجا درست مکرده ومیارده سر مزار.(غذا خو درست کرده بده و متونستع ه مین زائر سرا هم جا کنع ... الکی بوبورده اونجع که از مزار دور ه و تا اوسرا به مزار رسه نصفینور خو ه مین کوچه و ... قم کنه)
6- تو اگر چشون تو مینه حتما تا حالا ندیدی که جشن ره هه شوی قبلتر یا بعدتر بگیره. مهم گرفتنی هه حالا یه شو قبل یا بعد.(مو خو هم چشون مو مینه و هم عقل مو کار موکونع و مفهمم که نبعید شوی بعد بگیرم .... اگر چنی بو خو بیا امشوی جشن ولادت پیامبر ره بگیرم به قول تو مهم گرفتنی هه)
7- دندو شکن بو که تور مجبور که یه پست اختصاصی بری ای بنوسی..........[تعجب][عصبانی][شیطونک](مو بري اي كه چني حرف مفته نزني و از خو بعور نكني بنوشتم كه چون تعدا حروف بیشتر از دو هزار بو و تائید نمشو جواب تور ه مین یع پست اختصاصیه بنوشتم... بازم توصيه موكونم اول فكر كو بعد بپرون كه همه مثل مو نستع خواه پند گير خواه زر زع)

+ نوشته شده در  یکشنبه 1 شهریور1388ساعت   توسط وجدان میر امینا 

سلام
راستي از روز جمعه هني ه ته شوك بدم كه امرو يع كمه به خو مدم و فهميدم كه چوكار مو نع و دليل اي گيج بودن خور فهميدم.حالا بري شمايو ورمگوم.
خبرنگارون ما ه پيشبر خبر دده كه ه پيشبر به جوي شوي 15 شعبان ه شوي 16 شعبان بري ولادت حضرت مهدي (عج) جشن بوگورفتع.به حق چيزون نشنيده
حالا دليلي چي بده مثل اينكه از نماينده قاين دعوت كرده كه به اي مراسم بيع و او ارگفتع كه مو شوي 15 شعبان نمتونم و شوي بعدي بوخوم مع و اي مسولو تصميم گرفتع كه مراسم ره يع شوي ه عقب انداخته و شوي اصلير ه فخروا جشن بوگورفتع آ شوي بعدي هم نماينده بنمده(حالا معلوم نه اينو امام زمانيو كه هسته كه به خاطر او يع شوي جشن خور ه عقب انداختع كه رئيسونيو بيعيع و ...)
حالا جالبع كه اينو حدود 2 ميليون پول خرج كرده و موقع غذا دده غذا كم يعرده حالا جالبع كه بري حدود1300 نفر غذا سفرش دده و مردمه كه بيمده كمتر از 1000 نفر بده(احتمالا ه مين آشپز خونه فراموش كره!!!!!!).
آ يع جعبعن قشنگ ه دده كه بعضيو فكر مكردع ه تهينو پول و طلا هستع آ موقعه كه وا كرده ديده كه دو شوكولات كه قيمت جعبع از شوكولاتو بيشتر بده.
حالا مو خو اونجع نبدم ولي شمايو كه بده اگر چيزه از قلم بوفتيده حتما ورگه
ازي به بعد تو مردم منطقه معيور مسخره مخكرده كه همينو به جوي 15 شعبان 16 شعبان ره جشن بوگورفتع...


مهدي جان بيا كه اوي ا رودع...

+ نوشته شده در  چهارشنبه 21 مرداد1388ساعت   توسط وجدان میر امینا  | 

سلام پیشبریو

یع سوال داشتم

مستم بدونوم که برات یک روز قبل ۱۵ شعبان ه یا دو روز  قبل ۱۵ شعبان؟

مو خو فکر کنم باید یه روز قبل ۱۵ شعبان بو

مو بر اساس تقویم برزخی خو ارمگوم.شمایو فکر کنم روزون شمایو جلو زده بهتر ه که ساعتون خور ۲۴ ساعت عقب کشه!!!!!!!!!!!!!!!

هی یع روز زودتر میعیه سر قبرستو و معیور ه شلتع مندزه

حالا درستع مهمون حبیب خداست ولی مهمون که وقت شناس بو نه هر مهمونه

+ نوشته شده در  چهارشنبه 14 مرداد1388ساعت   توسط وجدان میر امینا  | 

 یع مدته هستع که هی استا ن نستم و از پیشبر زیاد خبر ندارم

خبرنگارون مو هم که ترک پرک شد

فقط یع خبر جدید هستع که یع پیشبریه ه بانک ماشی برنده شده

عمرا اگر دوباره در بهداشت وا شو!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

+ نوشته شده در  سه شنبه 6 مرداد1388ساعت   توسط وجدان میر امینا  | 

کابینه میرحسین موسوی(علی ممد) در پیشبر اعلام شد 1میرحسین اقایی وزیر بازرگانی
2میرحسین عامری وزیر فرهنگ وارشاد
3میرحسین پری وزیر نیرو
4میرحسین دادی وزیر دفاع
5میرحسین ا.....داد وزیر رفاه
6میرحسین خالدی(محمدرضا)وزیرامور خارجه
7میرحسین عبدالهی وزیرکشاورزی
8میرحسین خالدی(فتحعلی)وزیر تعاون
9میرحسین اسماعیلی وزیرکشور
10میرحسین عامری (عباس)وزیرمعادن
+ نوشته شده در  چهارشنبه 13 خرداد1388ساعت   توسط وجدان میر امینا  | 

سلام به پیشبریون قشنگ

یع مدته گم و گور بدم باید ببخشه!!!!!!!بنبخشه هم مهم نه

ای مدت داشتم در مورد مشکلات پیشبر فکر مکردم و تصمیم گرفتم مشکلات پیشبر ر دقیق تر بررسی کنم البته با کمک شمایو ای فکر هم بعد از نظر یع آدم قشنگه که در مورد بهداشت بنوشتع بو (چون چند حرف رکیک ه مسولین ارگفتع بو تائید نکردم حالا هر کس دوس داشت ورگع تا فحشور هوی ورگوم)به مغز تجزیه شده ی مو خطور که به همی خاطر برنامه های آینده ر بری شمایو منوسم که شمایو هم اگر خبر و چیز دگی دره ه مو ورگه:

بررسی عملکرد بهداشت

بررسی عملکرد نونوا

بررسی عملکرد دهیاری

بررسی عملکرد شوروی حل اختلاف

بررسی عملکرد صندوق جدید التاسیس شهدا(مترسوم مثل او صندوق شهدای قبلی ورشکست کنع)

بررسی عملکرد شورا

بررسی عملکرد مسجد و مزار

بررسی عملکرد حموم عمومی

بررسی عملکرد مخابرات

بررسی عملکرد شرکت نفت و تعاونی

بررسی عملکرد آب (مخصوص رضوی تاراقا)

بررسی عملکرد ...

خبر یا چیز دگی داشته حتما ورگه و گر نع مشغل ذنبه ی پیشبریو هسته!!!!!!

+ نوشته شده در  دوشنبه 7 اردیبهشت1388ساعت   توسط وجدان میر امینا  | 

بزگرون قدیم با + و بزگرون جدید با - نشو دده شده

+ بزگرون قدیم وقته برف  میمع اول میمده بومون بادار خور پرو مکرده بعد مرفتع بومون خو ر پرو مکرده

- بزگرون امرو همی که برفون خور ه روی بومون بادارو نمرزع باید خدوی خور شکر کنع

+ بزگرون قدیم موقع بلزنی نموگزاشتع بادارینو خبر شو که موقع بلزنی ه

-  بزگرون امرو خو تا یعکه با ماشی ا ردینو بنره و چار پنج عمله نداشتع بی خو به بلزنی نمیعیع

+ بزگرون قدیم همیشه میمدع در خونن بادارون خو که کا چیزه نداره بری شمایو انجام دم

- بزگرون امرو خو زنگ مزنی که متونه بیعیه کمک ما کنه مینی ارمگع با منشی مو هماهنگ کنه!!!!  به منشی زنگ مزنی ارمگع ر ئیس تا ۲  ماه خو وقتشو پر هستع بعد از او هم یع       سفر تا جزایر قناری بری استرحت مع بره بعد  شاید بتونه بیع کمک (حیرو مومونی چی ارگی)

+ بزگرون قدیم موقع محصولو با کلی عمله مرفتع و نومگزاشتع بادارینو کا کنع بعد خودینو محصولور که وا مکرد ه ه بادار خو ارمگفتع که هر چی دل شما معیع ه مو ده

- بزگرون امرو قبل واکردن محصولو ه بادار خو ارمگع که مو کمتر از نیم خو نمیعم!!!!!!!!!!!!!!!!

و

.

.

.

بزگر هم بزگرون قدیم

نظر شما چیع

+ نوشته شده در  شنبه 24 اسفند1387ساعت   توسط وجدان میر امینا  | 

بنا به گزارش خبر گزاری مله ی پَی امام زاده ی پیشبر یک فلج زهانیر شفا دد

ان شاا... قسمت ما هم شو

+ نوشته شده در  چهارشنبه 14 اسفند1387ساعت   توسط وجدان میر امینا  | 

با خبر شدم كه روز چل هشتم بين هيئت پيشبر و فريمان جنگ و دعوا شده و چند تا تلفات دده كه مو حادثه ر از زبون خبرنگارون پي مسجد و مين مسجد به اطلاع شمايو مرسونم
صبح هيئت پيشبر بار و بنديل خور ورمدره و مره نرسيده به چارراه مقدم مستقر مشو و ه پشت سرينو هيئت فريمان .در حين سينه زني مثل اينكه چند تا از هيئت فريمان ميعيع كه بري هيئت پيشبر طبل بز كه پيشبريو نموگزرع و اونور ورمگردونع چون قصد اونو تركوندن طبل پيشبريو بده و پيشبريو شصتينو خبر دار شده و جلوي نور بوگوروفتع بعد اونو كه دلي داغ دشتع (چون هيئت پيشبر قشنگ سينه مزده )مستع يع جور كارشكني كونع كه بري اي منظور گاريون خور هول مدد به جلو كه جوي هيئت پيشبريو تنگ شو كه پيشبريو جلوي نور مگيرع بعد مثل اينكه اونو روي بلنگويون خور به طرف هيئت پيشبر مگيرع و چند پيشبري اعتراض موكونع اونو جوابنور مدع كه د هم مپرع.همي كه د هم مپرع كه بارون زنجير بين دو هيئت شروع مشو و چند تا پيشبري (از جملع ممد ميفتعلي كه زنجير ا سري موخورع و سري بدجور دخو مشو  و چار پنج بخيه موخورع و رضوي حجي ميرعباس كه شرگي مشو ولي خودي كه ارمگع خور ورسختع و علي حجي ميرعباس هم مثل اينكه ضرب موخورع و...)زخمي مشع در اي سرع بينه كه ممد ميفتعلير به بيمارستان مرسونع شايعه مشو كه ممد ميفتعلير چاقو زد (به پيشبر خو خبر دده كه چند تا كشته شده!!!!!)كه پيشبريو دمرضع و هيئت فريمان ر تار و مار موكونع.مير علي گدا هم دربين دعوا زنگ مزنع به 110 (البته بعضه ارمگع كه زنگ مزنع به قرباني و قرباني زنگ مزنع به رئيس نيروي انتظامي و او هم كلاه كجور ري موكونع) كه فريمانيو بار و بنديل خور ارمدرع و الفرار
به هر حال چل و هشتم امسال هم كه چني تموم شو و حيف شو چون ورمگع كه هيئت پيشبر خيله قشنگ زنجير مزدع بلكه اي دعوا باعث شو كه سال دگي هيئت نظم بيشتره گيره و هدف اي نبو كه هر جور شده خور به حرم رسونع هدف فقط عزاداري بو نه چيز دگي
حالا موخو عكس و فيلمه نداروم اگر شمايو داشته بري مو ري كنه كه ضميمه كونوم
چند سؤال
عاقبت هيئت فريماني چي شو؟
چه كسه خبرون دروغ ره به پيشبر مخابره كرده؟
ان شاا... سال دگي از اي اتفاقو نيفتع هيئت بري خو آروم برع يع گوشه ي عزاداري خور كونع نه جنگ و نه دعواي در كاربو اگر لياقت دشته به امام رضا خودشو مطلبع
+ نوشته شده در  شنبه 10 اسفند1387ساعت   توسط وجدان میر امینا  | 

چند روز پیش هَ مین گور خو هونشستع بدوم داشتوم چوی موخوردوم که یکوی دیدوم تلفون زنگ زَ گوشیر ورداشتوم و ارگوفتوم الو

دیدوم یع خانوم متشخص دَرَ ورمگه سلام گور فلانی

ورگوفتوم ها خودمونوم چوکار دَرِ (توی قشنگ حرف مزَ)

ورگو ببخشید شما کپسول آتش نشانی داخل گورتون دارید

ارگفتوم نه بری چی؟

ورگو نمیخوای براتون بفرستم

ورگوفتون کفسول آتش نشانی خو نمدونوم چیع و به کار ندارم ولی اگر دشون خو مینه بری گوی ما یع کمه کنسانتره و غلور بیاره که دمبست از گشنگی داره بقه مزنع و جگر مو خو مشو هَ ای گرونی

دیدوم یروگع چنو عصبانی شو و ورگو ببخشید مزاحمتون شدم

ورگوفتم غمه نداره به سلامت قدم بر چش

ورگو خداحافظ

بعد برفتم به پتوی ورگوفتوم که یع زنکه ی به گور مو زنگ زَ و چنی ورگو اونو ورگفتع که اینو کلابردار هستع و مو هم خدوی خور شکر کردم که فُریب نخوردوم شمایو هم هوش خور اَ خو بگیره که فُریب نخوره

+ نوشته شده در  سه شنبه 22 بهمن1387ساعت   توسط وجدان میر امینا  | 

یک مطلب مهم و اورژانسی که در پیشبر باید مورد بررسی قرار بگیرد روابط فامیلی خانواده های پیشبری هست.

بری همی تصمیم گرفتم که اول شمایو حرفون خور ورگه بعد اگر مو هم حرفه داشتم بری شمایو منوسم

+ نوشته شده در  پنجشنبه 3 بهمن1387ساعت   توسط وجدان میر امینا  | 

 

باز محرم آمد و اشك هايش براي حسين

باز محرم آمد و ناله هايش براي زينب

باز محرم آمد و دلتنگي هايش براي رقيه

باز محرم آمد و دل شكستگي هايش براي عباس


دهه اول محرم كه مي شود بغض عجيبي روي سينه ام سنگيني مي كند و اشك ها در چشمم دو دو مي زند و منتظر تلنگري است كه جاري شود ... كاش به جاي اين همه دل نازكي كمي هم از صبر زينب مي آموختم كه در سخت ترين شرايط محكم بايستم تا دشمن بلرزد ... كاش به جاي اين همه بي تابي كمي از استقامت حسين مي آموختم و كمي از وفاداري ابوالفضل .... و كاش ذره اي از جوانمردي حسين در وجود ما بود ... كاش .....

+ نوشته شده در  چهارشنبه 4 دی1387ساعت   توسط وجدان میر امینا  | 

یع حرفه که خیلِ وقت هسته که مع ورگوم ولی موقییعتی پِش نمیمع ولی چون مدونستم که پیش خعمع صبر کردم حرف مو  هم ای هسته:

ما پیشبریو خور آخر فرهنگ و ایجور چیزو دارم و فکر موکونم که دو کلاس که درس اَرخوندم شدم ملا و کسِ نمتونه هَ معیو ورگع بالا چِش تو ابرو آخ خوب او درس که تور درست تربیت نکنه به چه درد تو موخورع واقعا به چه درد تو موخورع.

آقا برفتع درس ارخوندع و مدرک خور هستوندع حالا بیا و نوگاه کو حرفونی مثل لاتون سر کوچه هسته خوب سقده ی تو شوم ایجور حرفو بری یع تحصیل کرده ی کسر شان هسته. وجدانا بری نظرون وبلاگ رَ نوگاه کونه بینه چند نفر مثل بچه ی آدم نظر دَدَ حالا او کسه که نظر دَدَ هَ پش خو فکر کرده که یع اسم عجیبه منوسوم کسه خو مور نمشناسع خوب درست شاید کسه تور بنشنعسع ولی او کسه که نظر رَ ورموخونع هَ پش خو ورمگع ای یع پیشبری بده و او تفکر که در مورد فرهنگ پیشبر در ذهنی بده به کل عوض مشو ...................

کلام آخر:چنان باش كه بتواني به هر كس بگوئي مثل من رفتار كن.

+ نوشته شده در  سه شنبه 12 آذر1387ساعت   توسط وجدان میر امینا  | 

 مو خو بد جوره سرما خوردم ولی خوب چند خبر به زور بری شمایو آماده کردم:

اول ایکه هوا بس ناجوانمردانه سرده و اگر دشون خو دیده یع کمه نفت بری مو بیاره که خیلِ یخ موکونم

دویوم ایکه مینی بوس میل گاردن ببریده و خراب هسته

سیم هم ایکه اقای باهمت خونه ی خور عوض کردَ و برفتع به خونه ی ممد آقایی

چارم هم نمدونم........................بسته از وجدان خو سوال کنم....................ارمگع خبر دگی نسته جز سلامتی شما

+ نوشته شده در  یکشنبه 26 آبان1387ساعت   توسط وجدان میر امینا  | 

یع مدته هسته که وجدان مو بد جوره مریض شده ( فکر کنم از مغازه علی مدد خوردنی فاسد شده بخیرده...او خو وجدان نداره بعید نه خوردنی فاسد شده بوفروشع )و اور بوبوردم پِش دکتر دکتر هم بری او سوزَ نسخه کرده آ وجدان مو از ترس سوزَ اَ گور مو قرار کرده آ نمودونم کجه شده اگر اور دیده هوی ورگه بیا به گور مو خیلی تنها هستم

راستی یع مدته کم پیدا خوم بو نگران مو نشه

+ نوشته شده در  سه شنبه 30 مهر1387ساعت   توسط وجدان میر امینا  | 

سلام بر شما

یع مدته بو که وجدان مو خیلی بیحال بو آخه هر رو دروزه مشو و کلی کار مکه مثلا گور مور جارو مکه و بری سحر مو غذا درست مکه و کلی کار دگی و فرصت نمشو که بیا و از ده بری مو خبر بیاره تا ای که امرو سحر وجدان خور سورپرایز کردم و بری او اشکنه ی اوجیجک درست کردم و هوی دادم تا یع کمه قوت گرفت و تونست به ده بیا و چند خبر بری مو بیاره مو هم بری شمایو ورموگوم

خبر اول ای که بالاخره اتفاقه که ۱۰ سال پیش باید میوفتی افتی ..............ملا ممود هم دوماد شو ؟؟؟!!!!!!!!(این خبر به خاطر اعتراض "نوجوانی از حوالی کانه باغون جوزی" به این صورت تغییر کرد چوکار کنم دگه هدف ما جلب رضایت شماست )

خبر دووم هم ای که فکر کنم که آقای با همت بعد از ماه رمضو مع از پیشبر برَ (حیفی تازه داشتم به او عادت مکردم) ولی خوب بو مردم یع جور اوشور نگه مداشتع

یع چیز هم هَ حاشیه ورگم که یع که بره او میرکوفون رَ از علی پادشاه هستونه که هر وقت مع اذو دَ یا چیز ورگه مو هَ ته گور ملرزم چه رسه به شمایو که هَ روی گور هسته

خبر سووم هم ای که مینی بوس پیشبر هم هَ راه افتیده و همی

فعلا تا بعد

سقده ی شمایو شوم الان هم برم فیلم نوگاه کنم

+ نوشته شده در  دوشنبه 8 مهر1387ساعت   توسط وجدان میر امینا  | 

سلام

خوبه

خوشه

راستی یع مدته شده کم پیدانم چون که دروزه هستم و ه ته ای روزون گرم تا ظهر خو دخوی هستم وقته هم بیدار مشم هوا چنو گرم هسته که حال ا در شدن ندارم ولی خوب امرو اتفاقی بیمدم حاجی آوا و الان هم از فرصت استفاده کردم و بیمدم یع خود نشون دم

ولی وجدانن ای ماه رمضو مردم از کار و زندگی بنداخته مردم تا ظهر ه مین خونن خو دخوی هسته و بعد میایع مین کوچه و ه مین سایه پلار مشع

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 25 شهریور1387ساعت   توسط وجدان میر امینا  | 

سلام پیشبریو

 

یع مدته هسته که بازار زرشک خوب شده ولی چند تا تاجر از خدا بی خبر که اصلا از تجارت سالم بوی نبرده از الان زرشکون خور وا کرده و به بازار رَی کرده و ۱۰ روز دگی بازار اَ سرگردوی همینو خراب خع شو

اخه شمایو دیده نداره که ای کشاورزون بیچاره که چند سال هسته از محصولون خو خیر ندیدَ به یع نون و نوای برَسَ

هَ شمایو هم مشو ورگو آدم

مگر تاجر پوسان رَ نوگاه نموکونه که ورمگه تاجر موفق کسی هست که مردم را جذب کند نه پول ره(یع چیزهتو همی مایع بو)

الهی او پولو آتش شو ...

+ نوشته شده در  یکشنبه 10 شهریور1387ساعت   توسط وجدان میر امینا  | 

سلام بر شما پيشبريون زرنگ!!!
چند روز پيش وجدان خور بِري سركشي به ولايت ري كردم او هم برَ و چند خبر بياوو آ مو هم اونورَ بري شمايو تحليل موكونوم
خبر اول اي كه هَ پيشبر الماس پيدا شده آ داستاني هم اي هسته كه دو تا نفر كه با لباس بلوچي بيمده به پيشبر آ مستقيم برفته در خونه يِ مير عبدالحسين خالدي(اي قضيه كمه مشكوكه كه بري چي از پين ده او همه خونه رَ ويل كرده و مستقيم در خونه ي مير عبدالحسين مَدَ)آ از اوشو سراغ اَسيوي آبي رَ كرده  آ 700 هزار تومن هم هَ اوشو دَدَ آ اوشو هم اونورَ بُبُردَ به جوي اَسيا اونو هم برفتَ هَ صاحبوني پول دَدَ (مثل اينكه آذريو بده) در اي حين ممد مير سمندر اي قضيه رَ مفهمه و مير عبدالحسين هم بري كه دهني دَوَندَ هَوي 100 هزار تومن پول دَدَ بعد اي دو بلوچ نما الماس رَ بدَر ميارَ و د فرار آ بعد از اي كه دو بلوچ فرار كرده حجي مير براهيم اسماعيلي كه خور از اسيا شريك داشته آ آذريو هيچي پول هَ اوشو ندَدَ به پاسگاه خبر مِدَ آ نكته ي جالب اي قضيه اي هسته كه مير عبدالحسين وَگفته كه مو پيگير اي قضيه خوم شو!!!؟؟؟
(شرمنده چون اينجه هي اينترنت مو قطع مشو آ از كارت مو هم چيزه بنمونده مو خبرو رَ در هم ور هم ورموگوم خود شمايو يع جورِ تصحيح كنيد)

خبر دويوم اي كه حجي مير براهيم اسماعيلي (برای شادی روح حاجی میر ابراهیم اسماعیلی و زوجه ایشان فاتحه ای قرائت کنید)

خبر سوم اي كه دهيار جديد ور گفته كه مو مع لوله ي اوي حجي مير براهيم اسماعيلي (برای شادی روح حاجی میر ابراهیم اسماعیلی و زوجه ایشان فاتحه ای قرائت کنید)

خبر سوم هم اي كه يع يكماه پيش حجي مير ممد ميرزايي يع كار كردَ كه از جنايت كم نسته
برفتع آ بره ي غلام مير عبدل رَ كه هَ مين زميني شو بدَ رَ زنده دَ كل كردَ و كله و دو شنگولي رَ هَ در گذاشتَ آ بره ي بيچاره يع چند روز چنو بدَ آ بعدي هم بُمردَ
اگر اوشو چني كار كردَ بَ خو خدا چنو مزديشور بده كه كيف كُنَ

كارت مو داره تموم مشو بايد برم بچه هم اَ رَد مو بيمده كه برم فوتبال مو بايد برم

نظر فراموش نشو

+ نوشته شده در  یکشنبه 20 مرداد1387ساعت   توسط وجدان میر امینا  | 

مطلب که امرو مع ورگم در مورد ماشین خط هسته

شما پیشبریو دشون شمایو نسته یع شکایت یا اخطار به او نفرت ده که بری چی به اسم پیشبر وام هستونده و حالا معلوم نه هَ کدو گورِ کار موکونع

که مو هر وقت مع بیام حاجی آوا باید دوساعت معطل یع ماشینه بوم

----------------------------------------------------------------------------------------------------

راستی یع مطلب دگی هم هَ یاد مو مع او رَ هم ور موگوم

نفس مو بری مو خبر بیاوو که علی ممد مرتضوی دیار پیشبر شده  آ ور گفته که مع بری پیشبر دو خط اتوبوس هَ راندزم

حالا بری اینو خو بحثه نه ولی شمایو مواظبی باشه ای یرو یع زمانه از سر کرده های گروه ناله کن بده یع بار دوباره هوس نکنه ای گروه رَ باز سازی کنه و عملیاتهای تروریستی هَ پیشبر انجام ده

 

خوب دگه مو باید برم

نظر ده

+ نوشته شده در  جمعه 11 مرداد1387ساعت   توسط وجدان میر امینا  |